سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

55

طب در دوره صفويه ( فارسى )

سه باب اول كتاب جنبهء داروئى دارد و ضمن آن ماهيت داروها ( از نظر سردى و گرمى مترجم ) ، آزمايش خلوص و اثر آن در بدن شرح داده شده است . فصل چهارم هم دربارهء مسموميت از ترياك است . در باب‌هاى ششم و هفتم مولف به مطالبى كه كمتر جنبهء علمى دارند پرداخته و ضمن آن دربارهء موضوعاتى نظير اين كه چرا استعمال ترياك انسان را كيفور مىكند و چرا اين ماده موارد استفاده متعدد دارد اظهارنظر كرده است و در تائيد اين موضوع اخير مىنويسد كه در تبريز همسايه‌اى ترك داشته است و او روزى غلامى سفيد را كه سخت به اسهال مبتلى بوده است به نزد وى مىفرستد و او اين غلام را تنها با يك خوراك جوز هندى و ترياك درمان مىنمايد . در باب هفتم مولف ترياكىها را راهنمائى مىكند كه چگونه خود را از خطرات اين ماده برحذر نگاه دارند و بالاخره در فصل هشتم به اين بحث كشاف مىپردازد كه معتادين چگونه مىتوانند خود را درمان كنند . به نظر عماد الدين براى حصول به اين مقصود سه راه وجود دارد : اول طولانىتر كردن فواصل استعمال ، دوم تقليل مرتب ميزان مصرف و در اين باب مىنويسد : « شنيدم كه شخصى را عادت اين بود كه جاريه داشت و بعد او زن و پس از افيون افيون مىكرد و هر روز بىوقوف او قدرى موم با افيون اوصم مىكرد تا چنان مىشد كه بالكليه بر طرف شد و او را خبر نبود ، نه از ضعف و نه از هيچ حال كه تابع ترك مىباشد همان روز آخر اخبار كرد كه تمام خورش از موم است . . . » « 21 » روش سوم عماد الدين جانشين كردن ماده كم‌ضررتر ديگرى مثل بيخ چينى به جاى ترياك است اما اين راه حل اين سئوال را در برابر وى قرار مىدهد كه آيا مىتوان شراب را هم جانشين ترياك ساخت يا نه ؟ و سپس اظهار عقيده مىكند كه اگرچه انجام اين كار بعضى اوقات موثر است ولى او آن را توصيه نمىنمايد و در اين باب مىنويسد : « مردى با كوشش فراوان ترياك را ترك كرد ، اما به زودى ضعف بر مزاجش مستولى گرديد و چنان ضعيف شد كه ديگر نمىتوانست از بستر برخيزد و كار به جائى كشيد كه از زندگى سير شد ، سرانجام روزى به مقدارى شراب دست يافت و خيلى زود نيروى خود را بازيافت و در عرض دو ماه آن‌چنان بهبودى يافت كه در حالت معمولى مستلزم دو سال وقت بود . » « 22 »

--> ( 21 ) - اين قسمت بجاى ترجمه از متن انگليسى عينا از روى نسخه خطى افيونيه كتابخانه مركزى دانشگاه تهران كه به زحمت قابل خواندن است استنساخ گرديده است ( مترجم ) ( 22 ) - متن اين قسمت در تنها نسخهء خطى افيونيه موجود در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران يافت نگرديد ( مترجم )